اندیشه های ساده در باب زندگی

یاداشت های روزانه

اندیشه های ساده در باب زندگی

یاداشت های روزانه

روز پدر مبارک

بابای عزیزم

جایت آنقدر خالیست که حرفی برای گفتن باقی نمی گذارد. شاید تا یک ماه یا چند روز دیگر  نیکی کوچولو به دنیا بیاید.

در خیالم می بینم که چقدر خوشحالی. بله محمدرضای عزیز هم پدر می شود.

جایت خیلی خالی است.

اشک امانم نمی دهد.

روزت مبارک.

روز پدر.

خاکستر و ققنوس

مثل فلج شدن بود. انگار مغز و دل و دستش دچار رخوتی بودند که اجازه ی کارکردن را نمی دادند. غوغای درون آثار بیرونی خود را عیان ساخته بود. او مانده بود و پوشه های باز و ناتمام از دوره های مختلف زندگی. هر کسی آمده بود برگه ای به این پوشه ها افزوده بود و وقت رفتن یادش رفته بود اثرش را بردارد و پوشه را ببندد و برود. کلافه بود. از خودش ، از زندگی، از دوستان ، از کارش. تصمیم داشت چهارشنبه سوری در دلش بر پاکند، همه را یکجا بسوزند و رقص خاطره ها را در شعله های آتش ببیند. خاکستر که می شدند با یک فوت پاکشان می کرد و همه چیز را بر باد می داد و باد شاید خاکستر را می برد تا دور دست ها. آنجا که دیگر جایی برای یادآوری نبود. پاک پاک می شد و مثل کویر تا چشم کار می کرد همه جا را می شد دید و ابهامی نبود، بادی نبود، هیچ نبود، هیچ. آنوقت ققنوسی می شد که از آتش زاده شده بود و پر پرواز داشت و می پرید تا ناکجا آباد. 

معجزه ی سنجد

از دیروز احساس کسالت می کردم. گلو درد و تب. سرماخورده بودم. حالم اصلاً خوب نبود. صبح که به قصد آمدن به اداره آماده می شدم کمی پودر سنجد را با خود آوردم. تب زیاد بی حالم کرده بود. یاد سنجد افتادم. در حین انجام کار ، شروع کردم به خوردن پودرکامل سنجد.  چند دقیقه که گذشت احساس کردم بهتر شدم. سنگینی چشم ها و تب  تخفیف پیدا کرده بود.  وقتی خواص پودر سنجد را خواندم متوجه شدم که مانند مسکن و ضد تب عمل می کند و ضد عفونت است. همچنین برای دردهای آرتروز بسیار مفید است.

خوردن این پودر طبیعی و معجزه آسا را به همه ی دوستان توصیه می کنم. برای مشاهده خواص عالی سنجد ادامه مطلب را بخوانید.  ادامه مطلب ...